سيد محمد كمره اى
438
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
گرفتارى جديدم در دام تشكيليون به دانه شدن آقاى خلخالى بعد من تنها رفتم منزل صدرايى . ديدم دكتر حسن خان و نجات تنها آنجا هستند . بعد از اندكى پرويز و مقوم و ميرزا ابراهيم قمى و آقا سيد هاشم و خود صدرايى ، خلخالى ، افجهاى و ملك الشعراء آمدند . عنوان صحبت را آقاى خلخالى نمود كه بدتر از اين اوضاع نشده و بايد كار كرد يا نكرد ، و اگر كار كرد بايد صميميت را توى كار آورد . بايد باهم يكى شويم و من اگر كار بكنم بايد ناچار با يك عده كه اطمينان دارم مثل آقاى كمرهاى ، آقاى صدرايى ، آقاى افجهاى كه اگر آنها پا روى من بگذارند باز با اطمينان با آنها كار مىكنم . بعد شرحى ميرزا ابراهيم از صميميت كه دستهبندى را مىرساند عنوان نمود . بعد شرحى آقاى ملك از فناء و صميميت در حق دوستان كه همه قسم مطيعم و ناچار امروز بايد با صميميت كار كرد و هركس كه مخالفت كرد بايد او را لگدكوب و اعدامش نمود . هم همه قسم وعده در حق موافقين و همه قسم تهديد براى مخالفين را شامل بود ، و ليكن از به دو عنوان تا اين موقع متوجه بودم كه آقاى خلخالى كه از طرف افجهاى هم قول به من داده بود كه چون نمىشود با اينها كار كرد بايد آنها را خنثى نمود ، ديدم تمام ، با نيات واحد ، طرف توجه به من هستند كه مرا خفه و در تحت مقاصد خود به زبانهاى دوستانه ولين در اطاعت [ درآورند ] و در ضمن غيرمستقيم تهديد ، حتى آقاى خلخالى كلياتى بيان مىكند و دخول به جزئيات را به عهده من مىگذارد . افجهاى و پرويز به سكوت ، صدرايى و مقوم به صيقلى نمودن بيانات تدين و خلخالى و ميرزا ابراهيم ، فقط بنده را دم چك دفاع انداخته به عين پردههاى مكرر سنه ماضيه . صميميت بىاساس بنده عرض كردم صميميت ، عنوانى نيست كه بتوان در تحت او بيشتر از دو يا سه نفر وفا كند . بله ، صميميت در مؤسسين و موجدين هراساسى بدوا لازم و مؤثر ، ليكن بقاى آن اساس به نظامات و ادارهبندى موقوف است و در تحت اسم آن اساس البته شركا و با نظامات ، ناچار از صميميت و اظهار آن هستند . حتى دزدها در تحت اسم شركت در دزدى صميميت باهم در آن عمل مشترك كنتراتى دسته خود دارند . بنده در تحت اسم صميميت نمىتوانم با هيچيك از